این رای عدم اعتمادها نشان داد که خوشبختانه قوا هنوز مستقل هستند و هر چند حالا از یک گرایش اند، اما رسالت خود را می دانند. وقتی قوه مقننه به وزرای کم تخصص و بی تجربه قوه مجریه رای اعتماد نمی دهد، یعنی ساده ترین اصل دموکراسی که عدم تمرکز قدرت است رعایت می شود. حالا فکر می کنم که اگر اصلاح طلبان، ۱۰ نماینده بیشتر در این مجلس داشتند، حالا نه زاهدی ـ همان«مرد علمی سال کمبریج»(!!!)ـ وزیر علوم بود و نه پور محمدی وزیر کشور. چون اولی فقط ۱۴۴ موافق و دومی تنها ۱۵۳ موافق داشتند! و احمدی نژاد مجبور می شد برای این دو پست پراهمیت هم دو نفر میانه روتر را انتخاب می کرد...
۲- سرانجام صفار هرندی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد. دفاعیات سردبیر سابق روزنامه کیهان از برنامه هایش در مجلس را از طریق رادیو شنیدم، واقعاْ جالب بود! او ادعا کرد مطبوعات را گسترش خواهد داد. می گفت به عنوان «یک مطبوعاتی» حسرت می خورد که چرا ۸۰٪ مردم ایران دغدغه معیشت شان را دارند اما تنها ۳٪ نگران «خوراک فکرشان» هستند! افسوس می خورد که چرا سالن های تئاتر خالی هستند! از این ناراحت بود که چرا بعد از انقلاب سالن های جدید سینما ساخته نشد! فریاد می زد که چرا ۱۴۰۰۰ کتابخانه کم داریم! اعتراض کرد که چرا برای صنعت موسیقی تجهیزات مدرن فراهم نشده است!
اما صفار هرندی در لابلای صحبت هایش دیدگاه های اصلی اش را هم نشان داد. هشدار داد که یک روزنامه نباید در دست گروهی بیافتد که از انتشار آن هدف سیاسی دارد! گفت باید فیلم هایی ساخته شوند که «اعتقادات» و «باور»های مردم را در نظر بگیرند! سوال کرد برای آن «جوانک شهرستانی» که به کتابخانه می رود چه اهمیتی دارد که فلان «عالیجناب»، «سرخ پوش» بوده یا «سبزپوش»!
در پایان صحبت های صفارهرندی که آخرین نطق سه شنبه بود، حداد عادل، رئیس مجلس نیز گفت:«با اینکه ما حالا خسته تر از ساعات اولیه روز هستیم اما این منظم ترین ساعت مجلس بود.» بعد گفت که قصد «ذکر علت» ندارد چرا که «حاجتی به بیان عیان نیست»!
۳- در برنامه های آقای رئیس جمهور آنقدر دم از «مهرورزی» و «عدالت گستری» زده شده که جایی برای برنامه های محیط زیستی دولت باقی نمانده است. یا حداقل آنقدر کمرنگ است که تا به حال آن طور که باید به چشم نیامده. در صورتیکه یکی از دغدغه های اصلی این مملکت، وضعیت اسفبار محیط زیستش است. همین امروز در روز خواندم که هجده ميليون هکتار جنگل، پس از انقلاب به شش ميليون رسيده!درباره فاجعه ترافیک هم که فکر نمی کنم دیگر لازم باشد چیزی گفته شود! با اینکه در دوران خاتمی سازمان محیط زیست از یک ارگان ستادی و بی عرضه، به یک سازمان با قدرت اجرایی تبدیل شد که شهرداری را هم جریمه می کرد، وضعیت این است وای به حالمان اگر به این سازمان دوباره کم توجهی شود!
امیدوارم محیط زیست مان زیر دست و پای «عدالت» له نشود...
