آندرياس بورنه من، مديرعامل باشگاه فرايبورگ در گفت و گو با نشريه «الف فروينده» در دفاع از استراتژى اين باشگاه گفته است: «وقتى كه گاهى اوقات سر تمرين مى روم و پنج، شش بازيكن را مى بينم كه در همين طويله پرورش يافته اند، حس خوبى دارم.» اين «طويله» كه بورنه من اين طور قانعانه از آن حرف مى زند در آلمان به «مدل فرايبورگ» شهرت يافته است. فرايبورگ جزو معدود باشگاه هايى است كه در اين كشور با يك پروژه ۱۲ ميليون يورويى يك مدرسه فوتبال راه اندازى كرده و سالى يك ميليون يورو در آن سرمايه گذارى مى كند. اين مدرسه هر سال چندين بازيكن جوان را در اختيار تيم اصلى مى گذارد. بورنه من مى گويد: «هيچ چيز لذت بخش تر از آن نيست كه ببينيم با اين جوانان كه خودمان پرورش داده ايم و با استعدادهايى كه در دسته هاى پايين و در كشورهاى توسعه نيافته كشف كرده ايم، يك تيم هوموژن تشكيل داده ايم كه با فوتبالى با نشاط در دسته اول و دوم بوندس ليگا عرض اندام مى كند.»
اما نسل اين مدل در فوتبال اروپا رو به انقراض است. اين ورزش آنقدر تجارى شده و به قدرى باشگاه ها به دنبال سودآورى رفته اند كه براى بقا و موفقيت به جاى بازيكن سازى، به جذب سرمايه رو آورده اند. هرچند به نظر مى رسيد اين رويه با قهرمانى يونان در جام ملت ها و پورتو در ليگ قهرمانان در سال ۲۰۰۴ نقض و متوقف شود، اما گرايش باشگاه ها به سرمايه هاى خارجى همچنان رو به افزايش است. شايد بهترين نماد اين روند، باشگاه منچستريونايتد باشد كه روزگارى با پرورش بكام و گيگز و اسكولز و نويل ها بزرگترين كارخانه بازيكن ساز اروپا بود و امروز براى عقب نماندن از چلسى كه با ثروت رومن آبراموويچ به قدرت فوق العاده اى دست يافته است، على رغم مخالفت شديد هوادارانش به سرمايه مالكوم گليزر پناه برد. نتيجه اين روند فوتبال سرمايه دارى صرف مى شود كه در آن رده بندى ليگ ها براساس سرمايه باشگاه ها خواهد بود.
اتحاديه فوتبال اروپا، يوفا، حالا قصد دارد جلو اين رويه را بگيرد. يوفا قانون جديدى را از امسال در رقابت هاى اروپا به اجرا مى گذارد كه طى آن از ۲۵ بازيكن هر تيم شركت كننده در ليگ قهرمانان يا در جام يوفا، دو بازيكن در خود باشگاه و دو بازيكن در يكى از باشگاه هاى عضو همان فدراسيون، آموزش و پرورش داده شده باشند. مقصود يوفا از پرورش بازيكن، حضور او در تيم هاى پايه باشگاه به مدت سه سال قبل از اولين قرارداد حرفه اى است. اين تعداد در فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۶ به ۳+۳ و در فصل ۲۰۰۸-۲۰۰۷ به ۴+۴ افزايش مى يابد. هدف از اجراى اين قانون تقويت موقعيت بازيكنان جوان است كه اغلب در رقابت با ستاره هاى گرانقيمت هم پست با آنان ناكام مى مانند و راهشان به تيم اول مسدود مى شود.
باوجود اين قانون، باشگاه ها به جاى صرف پول هاى هنگفت براى تراسنفرهاى ميليونى، در تعليم و تربيت بازيكن سرمايه گذارى خواهند كرد.
اما اين تنها فايده قانون فوق نخواهد بود. در صورت اجراى درست آن و برخورد با تيم هايى كه آن را دور مى زنند، در بلند مدت شاهد رقابت پذيرى بيشتر ليگ ها و كاهش فاصله بين تيم ها خواهيم بود. تيم ها با بازيكنانى كه خود پرورش داده اند، هويت خود را باز خواهند يافت و هواداران اصيل بومى گرايى كه اغلب فرهنگ ضد كاپيتاليستى در آنها حاكم است، خود را راحت تر با باشگاه شان مى شناسانند. به اين ترتيب ليگ ها ديگر به سختى قابل پيش بينى خواهند بود و شگفتى ها از بين نخواهند رفت. در اين شرايط مدل هاى باشگاه دارى هلندى و فرانسوى كه مدارس فوتبال پيشرفته اى دارند و كمتر به سرمايه دارى رو آوردند، مى توانند به عنوان الگو در نظر گرفته شوند.
اما باشگاه هاى بزرگ قطعاً تصميم جديد يوفا را بدون مخالفت، به اين راحتى نخواهند پذيرفت. قابل انتظار است كه گروه ،۱۴ اتحاديه ۱۸ باشگاه بزرگى مثل رئال مادريد، بارسلونا، ميلان، يوونتوس، بايرن مونيخ، منچستريونايتد و آرسنال به اين قانون اعتراض كند. اما شايد روزى فلورنتينو پرس ها، ماسيمو موراتى ها و رومن آبراموويچ ها مثل آندرياس بورنه من در فرايبورگ كوچك فكر كنند.
