به نظر مى رسد انتقاد فدراسيون فوتبال از وضعيت ظاهرى بازيكنان كه مانند دفعات قبل، بعد از واكنش تند برخی از آنها سريعاً فروكش كرد، طبق اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاق هاى بين المللى مطابق با آزادى هاى عمومى نيست. آزادى هاى عمومى مجموعه حقوقى هستند كه براى افراد نوعى استقلال و خودسامانى در زمينه هاى مختلف زندگى فردى و اجتماعى تأمين مى كند و اين حقوق از لحاظ رشد شخصيت انسانى ضرورى شناخته شده است. هر دولتى كه عضو سازمان ملل متحد است، مكلف به رعايت قواعد و الزاماتى است كه براساس اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاق ها و مقاوله نامه هاى بين المللى مربوط به آن شكل گرفته اند. دولت ها اجراى آزادى هاى عمومى را طبق قوانين داخلى براى اتباع خود تأمين و تضمين كرده اند، چنانكه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران نيز آزادى هاى عمومى تحت عنوان حقوق ملت در مواد ۱۹ تا ۴۲ تصريح شده است. البته محتواى اين آزادى ها از كشور به كشور تفاوت مى كند، اما در هر صورت آزادى هاى عمومى به سه گروه تقسيم مى شوند كه يكى از آنها در كنار آزادى هاى فكر و آزادى هاى اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى ،آزادى هاى تن يا آزادى هاى شخصى است.
آزادى در زندگى خصوصى نيز جزو آزادى هاى شخصى محسوب مى شود و به اين معنى است كه فرد از دخالت در امور مربوط به خود مصون است. همان طور كه معاونت فرهنگى فدراسيون فوتبال هم تأييد كرده هرگز قصدش دخالت در زندگى خصوصى بازيكنان نبوده است.
در كنگره حقوقدانان كه در سال ۱۹۷۷ در استكهلم منعقد شد، احترام به زندگى خصوصى براى سعادت بشر لازم شمرده شده است. در قطعنامه هاى اين كنگره چنين آمده است: «حق هر فرد است كه آن طور كه قصد دارد زندگى كند و در برابر هر گونه مداخله در زندگى خصوصى حمايت بشود.»
مداخله در زندگى خصوصى افراد نه تنها از لحاظ عرف، بلكه شرعاً هم ممنوع اعلام شده است. ماده ۸۱ اعلاميه اسلامى حقوق بشر كه در قاهره منعقد شد، در اين باره مى گويد: «هر انسانى حق دارد كه در امور زندگى خصوصى خود استقلال داشته باشد و نظارت بر او يا مخدوش كردن حيثيت او جايز نيست و بايد از او در مقابل هر گونه دخالت زورگويانه در اين شؤون حمايت شود.»
با پيش آمدن اين بحث، بار ديگر اين سؤال مطرح مى شود كه اصلاً فرهنگ فوتبال به چه معنا است و اختصاص يك معاونت جداگانه مسؤول امور فرهنگى در يك فدراسيون چه دلايلى مى تواند داشته باشد؟
فرهنگ فوتبال به طور خلاصه به جنبه هاى فرهنگى اطلاق مى شود كه به تيم ها، بازيكنان، هواداران و حتى جامعه مربوط مى شود و اين فرهنگ، ورزش را در ابعاد گسترده اى احاطه كرده است. نيازى به نگاه كارشناسانه و پژوهش هاى علمى نيست تا به وضعيت نابسامان فرهنگى فوتبال ايران پى ببريم. در اتمسفر كنونى فوتبال، هواداران شعارهاى توهين آميز مى دهند. دو بازيكن تيم ملى در وسط يك مسابقه رسمى با يكديگر گلاويز مى شوند، رسانه ها كه فرهنگ سازان اصلى هستند با فدراسيون بيشتر تعاملى تخريبى دارند تا سازنده و با افزايش خشونت در بازيهاى اين فصل ليگ _ كه تعداد كارت هاى رنگارنگ بازى هاى پاس با استقلال و پرسپوليس با سايپا گواه آن است ــ بايد نگران روندى خطرناك در فوتبال بود. خطاهاى زياد و تكل هاى بى موقع تا به حال جذابيت و زيبايى را از بازيها گرفته اند.
ترويج فرهنگ فوتبال زيبا و جوانمردانه بازى كردن، مى تواند يكى از وظايف معاونت فرهنگى فدراسيون فوتبال باشد. اگر به باشگاه ها كمك شود تا كانون هاى هوادارى سازماندهى شده مردمى تشكيل دهند، مى توان مؤثرتر فرهنگ تشويق و تمجيد از بازى زيبا را جا انداخت، بهتر مى توان به تماشاگران آموخت كه به عنوان مثال بعد از يك پاس زيبا يا حتى يك تكل به موقع و صحيح براى بازيكن دست بزنند يا بازيكنى كه خشن است و تخريبى بازى مى كند را هو كنند و برايش سوت بزنند؛ اتفاقى كه در فوتبال جهان خيلى وقت است رخ داده.
رسيدگى به جنبه هاى فرهنگى كه به هواداران مربوط مى شود، فراتر از به كار گرفتن چند ليدر ساده و طى كردن شعارها با آنها است. كار فرهنگى بايد ريشه اى و براساس سنت هاى هر باشگاه باشد. بازيكنان نيز در فوتبالى كه از يك فرهنگ سالم و غنى برخوردار است، خود به خود به ارزش هاى حاكم در آن جامعه احترام مى گذارند و ديگر نيازى به نظارت بر زندگى خصوصى او نخواهد بود.
