اما فاصله این ایده آل از واقعیت هنگامی برایم روشن شد که فهمیدم یکی از دوستان و همکاران قدیمی ورزشی نویس که اتفاقاْ همواره از روزنامه نگاران خوب هم بوده، در روبط عمومی فدراسیون فوتبال مشغول شده است. اگر او به فدراسیونی می رفت که قانون را زیر پا نمی گذاشت و خوب کار می کرد، باز هم با توجه به دستمزدهای پایین روزنامه نگاری در ایران توجیه پذیر بود. اما از آرمان و وظیفه و مسئولیت گذشتن و زیر دست آن مجموعه کار کردن، حداقل برای من قابل پذیرش نیست.
از همه بدتر این است که فهمیدم تازه برای اینکه این دوست عزیز موقعیت جدیدش را از دست ندهد، در صفحات ورزشی روزنامه ای که او در آن کار می کند، به مشاور مطبوعاتی آقای دادکان و مسئول روابط عمومی فدراسیون هر از چند گاهی تریبون داده می شود تا حرفهایش را بزند. تا پیش از آن هر وقت نام او را در بالای یک ستون یادداشت آن روزنامه می دیدم تعجب می کردم...
