«تور خوشامدگويى» فرانس بكن باوئر در ايران فقط يك روز طول كشيد. اما همين يك روز براى ميهمان نوازى از نوع ايرانى اش كافى بود. هر چه باشد ميهمان شخصيتى به بزرگى «قيصر» فوتبال آلمان بود. «قيصر» هم به خاطر همين «ميهمان نوازى هاى فوق العاده» است كه تور خوشامدگويى را كه ۵۰ روز و ۱۲۰ هزار كيلومتر طول خواهد كشيد «يكى از بهترين ايده هايى» مى داند كه تا به حال داشته است. اگر چه بعيد است در هيچ كدام از ۳۱ كشور ديگر رييس فدراسيونى چهره خود را در كنار بكن باوئر روى فرش ببافد و به او هديه كند، اما قابل پيش بينى است كه كم و بيش به همين گرمى از او استقبال شود. همانطور كه در آخرين ايستگاه اولين مرحله تور بكن باوئر، تاكامادو شاهزاده ژاپن او را خواهد پذيرفت.
اما نكته اى كه در تور يك روزه «قيصر» در ايران به چشم آمد، شيفتگى ايرانيان به او بود. حتى جدى ترين رسانه ها هم كوچكترين علامت سؤالى پشت سر اين شخصيت و هدفش از اين سفرهاى جان فرسا نديدند و كوچكترين ترديدى از اينكه ممكن است هدف او تجارى باشد به خود راه ندادند. فرانس بكن باوئر نماد تبديل يك ورزشكار به ماشين اسپانسرينگ است. در مطبوعات منتقد آلمانى اين فرضيه مطرح مى شود كه بكن باوئر در ازاى گرفتن ميزبانى براى كشورش، امتيازاتى نيز از فدراسيون فوتبال آلمان گرفته است و يكى از آنها احتمالاً همين «تور خوشامدگويى» است كه در اين صورت شايد براى آن عنوان «تور خود بازاريابى» برازنده تر باشد.
اگر اين تور منافعى براى بكن باوئر نداشت او آنقدر قدرتمند و با نفوذ بود كه اين وظيفه سخت و سفرهاى خسته كننده را به گردن شخصيت ديگرى بياندازد. او كه حالا شيفته ميهمان نوازى ايرانيان است و از اينكه ايران به جام جهانى راه يافته ابراز خرسندى مى كند و در طول چند ساعت حضور در تهران دايماً فوتبال ايران را تحسين مى كند و تعريف و تمجيد مى شنود، همانى است كه موقعى كه ايران، ژاپن و چين به مرحله نيمه نهايى جام ملت هاى آسيا رسيدند، اظهار اميدوارى كرد كه يا چين يا ژاپن (و نه ايران) قهرمان رقابت ها شود، چون با صعود يكى از اين دو كشور به جام كنفدراسيون ها، طرفداران و خبرنگاران بيشترى به آلمان خواهند رفت و اين از لحاظ اقتصادى براى آلمان سودآورتر است.
روزنامه جدى «زوددويچه سايتونگ» كه از بزرگ ترين منتقدان فعاليت هاى تجارى و اظهار نظرهاى بكن باوئر است او را يك بار به عنوان «قدرتمندترين مرد آلمان توصيف كرده بود، اما در عين حال نوشته بود: «او مشهورترين آلمانى است كه نمى توان او را جدى گرفت.»
فراموش نكنيم كه نه ستون ديدگاه هفتگى او در روزنامه عامه پسند «بيلد» جدى گرفته مى شود و نه تفسيرهايش بر بازيهاى تيم ملى در شبكه ZDF در مقايسه با تفسيرهاى گونترنتزر در شبكه ARD اعتبارى دارد. حتى مديريت باشگاه بايرن مونيخ و ائتلاف هونس _ رومنيگه هم به مواضع او اهميت نمى دهد و گاهى از اينكه در رسانه ها برخلاف سياست هاى آنها حرف مى زند به ستوه مى آيند . كم نيستند كسانى كه در اين باشگاه اميدوارند بكن باوئر در سال ۲۰۰۷ در انتخابات رياست يوفا پيروز شود و اولى هونس جايش را بگيرد.
با اين حال او قيصر است و همچنان بهترين سفير براى ژرمن ها است و البته براى خودش ...
