تبليغاتX
فریادنامه

فریادنامه

یادداشت‌های گاه ‌و بیگاه امیر علیزاده

تا به حال برایتان پیش آمده که شخصی را ببینید که از داخل خودرویش آشغال به بیرون پرت کند؟ در آن لحظه احساس نکردید که دلتان می‌خواهد سرش اربده بکشید؟ تا به حال کسی را ندیده‌اید که ورود ممنوع برود، چراغ قرمز را رد کند یا در بزرگراه از لابلای سایر ماشین‌ها ویراژ بدهد؟ یا کارمندی را که کم‌کاری می‌کند و از زیر کار در می‌رود؟ بعید می‌دانم در کشور عزیزمان از این جور آدم‌ها ندیده باشید! 

همان طور که فرد در برابر حکومت حقوقی دارد، در مقابل تکالیفی نیز بر عهده دارد که باید انجام دهد. این رابطه ابداْ یکطرفه نیست. او باید دین‌اش را در برابر جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند ادا کند. اما در ایران این همیشه یک سوال بوده است که چرا افراد به مسئولیت‌های خود بی‌توجهند، در حالیکه از حکومت همواره توقعات زیادی دارند. سالهاست که برای افراد جامعه یک سری وظایف تحت عنوان «تکالیف شهروندی» در نظر گرفته شده است.

اعلامیه حقوق بشر ۱۷۹۳ فرانسه ضمن اعلام حقوق بشر، تکالیف او را مشروحاْ بیان کرده است. اما سالها طول کشید تا این تکالیف بیشتر جنبه حقوقی بگیرد و از آن حالتی که صرفاْ جنبه اخلاقی داشت درآید. قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۷ تاکید کرده بود که تامین حقوق و آزادی‌های شهروندان از وظایف آنها تفکیک‌ناپذیر نیست. مهمترین این تکالیف عباربتند از: دفاع از میهن، احترام به نظم عمومی، رعایت قوانین کشور، احترام به شئون ملی، داشتن وجدان کار و رعایت انضباط، مراقبت در حفظ اموال عمومی، مراقبت در حفظ محیط زیست و آثار تاریخی و فرهنگی، احترام به حقوق دیگران، اهتمام در تربیت فرزندان مفید برای جامعه و انجام خدمت نظام وظیفه. در کل ۱۰ ماده از قانون اساسی شوروی سابق فقط به این تکالیف شهروندی اختصاص داده شده بود.

راستی، قانون اساسی ایران درباره تکالیف شهروندی ساکت است...   

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 23:37  توسط امیر علیزاده| 

Blogroll Me!