رین و ترکیه از جام جهانی آلمان بازماندند، خوشحالم. دلم یک جورهایی خنک است به عبارتی! خودم هم دقیقاْ نمی دانم چرا! شاید عرق ملی ام در من این احساسات را به وجود می آورد! خوب بحرینی ها که عرب هستند و به خاطر برخوردهای زننده و توهین آمیزشان با ما ایرانی ها، دوست نداشتم به جام جهانی راه پیدا کنند. هیچ وقت یادم نمی رود که بعد از آن شکست خفت بار در مرحله مقدماتی در منامه، چگونه با پرچم عربستان سعودی دور افتخاری زدند. تازه من خیلی هم آنتی عرب نیستم و دعا می کردم که صعود نکند. در کل هم برایم جالب بود که اکثر ایرانی ها با دل و جان در این دو بازی طرفدار ترینیداد و توباگو بودند! با اینکه خیلی نمی دانستند این کشور کوچک اصلاْ کجاست! و بعضی ها هم آن را با همان توگوی آفریقا که چند وقت پیش دو تا از خودمان خورد اشتباه می گرفتند! مهم نبود! مهم این بود که بحرین را حذف کرد! دمشون گرم...
نسبت به ترک ها هم سمپاتی خاصی ندارم. با اینکه اغلب انسان های خونگرم و با محبتی هستند، اما از فاناتیسم و تعصب های کورکورانه شان اصلاْ خوشم نمی آید! ترک ها به راحتی نمی توانند شکست در میادین ورزشی را بپذیرند. این بار هم در استادیوم فنرباغچه بعد از اتمام بازی مقابل سوئیس صحنه های خیلی زشتی دیدیم! حتی نیروهای امنیتی ترکی هم در تونل بازیکنان سوئیس را کتک می زدند. در کل در آن سه روزی که سوئیسی ها میهمانشان بودند خیلی بد با آنها برخورد کردند! با اینکه اگر ترکیه به جام جهانی راه پیدا می کرد، با وجود ۳ میلیون ترکی که در آلمان زندگی می کنند، اتمسفر بهتر بود، اما با این حال حوصله درگیری و زدوخورد را در حین بازی ها نداشتم! طرفداران ترکیه در پنج شش سال اخیر شدیدترین جنجال ها را به وجود آورده اند.
اما در هر صورت فوتبال با تمام صحنه های دراماتیکش آدم را باز هم به وجد آورد. این فقط فوتبال است که در آن واحد ملتی را به شادی و جشن و پایکوبی و ملتی دیگر را به اندوه و گریه وامی دارد. برای فرارسیدن جامجهانی لحظه شماری می کنم....
