وقتی آقای وکیل ادله کم میآورد
***
هر چند درستاش این بود که در بحث برنامه 90 مربوط به خرید حق پخش بازیهای تیم ملی توسط صداوسیما، یک کارشناس منتقد هم در برابر مشاور حقوقی صداوسیما بنشیند، اما صرف برگزاری این بحث در برنامه 90 با وجود مجریای چون عادل فردوسیپور که افکار عمومی را نمایندگی میکرد، اتفاق فرخندهای در تلویزیون ایران بود.
طبعاً از وکیل صداوسیما هم انتظاری جز دفاع تمامقد از سازمان متبوعاش نمیرفت. اصولاً هر وکیلی سعی میکند ادله و مستنداتی را برای دفاع از موکلاش جمعآوری و جانانه از او دفاع کند. اما مشاور حقوقی صداوسیما ادلهی زیادی نتوانسته بود فراهم آورد و به همین خاطر بیشتر سعی میکرد با تکرار یک سری توجیه و بازگو کردن یک سری اصطلاحات فنی لاتین و خیلی اوقات بیربط، موکلاش را تبرئه کند. و این برای هر بینندهی معمولیای مثل روز روشن بود. مثلاً آنجا که مدام میگفت صداوسیما «به خاطر دفاع از حقوق مردم» حق پخش بازیهای تیم ملی را نمیخرد، احتمالاً هر بینندهای لبخند طعنهآمیزی زده و از خود پرسیده مگر صداوسیما برای هزینهکرد بیتالمال و ساخت سایر برنامهها نظر مردم را جویا میشود و به فکر حقوق مردم هست که حالا برای پخش بازیهای تیم ملی به یاد آن افتاده؟ یا آنجا که ادعا کرد صداوسیما خود «بزرگترین قربانی» برداشتن بدون اجازه تصاویر است!
اما مورد بحث این یادداشت به طور خاص دو استدلال فنی مشاور حقوقی صداوسیما است. استدلالهایی که ذکر شد تا بلکه این توجیهپذیرتر باشد که چرا صداوسیما حقوق پخش بازی ایران و لبنال را نخریده است.
یک) مشاور حقوقی صداوسیما چندین بار به «بازار انحصاری» و «مونوپل» کنفدراسیون فوتبال آسیا برای فروش حقوق تلویزیونی بازیهای مقدماتی جام جهانی اشاره کرد. و اینکه به همین خاطر است که با این مونوپلی که ایجاد کرده هر قیمتی که دلش میخواهد را مطالبه میکند. چطور آقای وکیل به این نتیجه رسیده که این بازار انحصاریست معلوم نیست. ایشان یا نمیداند بازار انحصاری چیست، یا اینکه فقط خواسته با توسل به این ویژگی مذموم در بازارها، دل بیننده را بدست آورد. و گرنه مشخص است که این بازار اصلاً بازار انحصاری نیست. ما در اینجا بازاری داریم به نام بازار حقوق پخش تلویزیونی مسابقات فوتبال. محصولات مختلفی هم از سوی تولیدکنندگان مختلف در این بازار هر سال عرضه میشود. یوفا لیگ قهرمانان اروپا و اروپا لیگ و یورو را دارد، فیفا جام جهانی و جام جهانی باشگاهها را، سازمان لیگ برتر انگلیس مسابقات لیگ برتر را میفروشد، سازمان لیگ آلمان تصاویر تلویزیونی بوندسلیگا را تولید میکند، سازمان لیگ ایران هم محصولی دارد به نام لیگ برتر ایران، فدراسیون فوتبال ویتنام لیگ ویتنام را دارد و کنفدراسیون فوتبال آسیا هم لیگ قهرمانان آسیا و جام ملتها و همین بازیهای مقدماتی جام جهانی. هر کدام از این سازمانها محصولات خودشان را دارند که در این بازار میفروشند. به قیمتهای مختلف بنابر ارزش و کیفیتشان.
حالا کجای این بازار انحصاری است؟ هر شبکه تلویزیونیای به عنوان مصرفکنندگان در این بازار، مختارند هر محصولی را دوست دارند و وسعشان میرسد بخرند. اتفاقاً به بازاری که صداوسیما است در ایران دارد میگویند بازار انحصاری. بازار رادیو و تلویزیون در ایران فقط یک تولیدکننده میتواند داشته باشد و آن هم صداوسیماست. بگذارید بازار خودرو را مثال بزنیم تا روشنتر شود. تحلیل آقای وکیل مثل این میماند که بگوییم ایران خودرو در تولید سمند برای خودش مونوپل درست کرده و چرا به سایر تولیدکنندگان اجازه نمیدهد سمند را تولید کنند؟ برای همین هم ما زیر بار آن نمیرویم و چون نیاز به سمند داریم و دلمان میخواهد با سمند رانندگی کنیم، سمندی که دیگران خریدهاند را مفتومجانی برمیداریم و روی آرماش چسب میزنیم و سوارش میشویم!
دو) «قیمتهای غیرواقعی و گزاف» حقوق پخش تلویزیونی مسابقات مقدماتی جام جهانی چیز دیگری بود که وکیل صداوسیما چند بار تکرار کرد. در راستای استدلال پیشین، که چون بازار انحصاری برای خودش دارد، هر قیمتی هم که دلش میخواهد مطالبه میکند. همان طور که در مورد اول توضیح داده شد، بازار انحصاریای در کار نیست. بنابراین قیمتگذاری محصول (حقوق تلویزیونی مسابقات مقدماتی جام جهانی) هم مثل هر کالایی دیگری در بازارهای رقابتی، بر اساس مکانیسم عرضه و تقاضا و محاسبه قیمت تمامشده تولید تعیین شده است. برای این محصول هم شریک تجاری کنفدراسیون فوتبال آسیا بر اساس تقاضا و هدف کسب سود قیمتگذاری کرده است. هیچ اجباری هم در خریدن آن نیست. هر شبکهای که توانایی خریدن آن را دارد نمیخرد و هر کس ندارد نمیخرد. مسلماً اگر مشتریای نباشد قیمت هم پایینتر میرود. اما چون بازیهای تیم ملی ایران به جز صداوسیمای ایران مشتریان پروپاقرص دیگری هم مثل شبکههای «الجزیره» و «الکاس» را دارد، فعلاً به این نتیجه نرسیده که قیمت آن را کاهش دهد.
برخلاف نظر مشاور صداوسیما نمیتوان گفت چون قبلاً این حقوق پخش ارزانتر بوده و حالا چند برابر شده من آن را نمیخرم و میروم از روی یک شبکه دیگر برمیدارم. همان مثال خودرو را میزنیم. پژو 405، خودرویی که مربوط به 25 سال پیش است، حالا در بازار خودرو (انحصاری) ایران، قیمتاش 16 میلیون تومان است. با این پول شما میتوانید در بازارهای رقابتی جهانی، یک ماشین مدرن کممصرف بسیار راحتتر بخرید و لذتاش را ببرید. حالا درست است مصرفکننده ایرانی بیاید بگوید چون قیمت واقعی این ماشین بسیار پایینتر از این است و ظرف چند سال دو برابر شده، من آن را نمیخرم و میروم یواشکی پژو همسایهمان را برمیدارم سوار میشوم؟! قطعاً چنین چیزی ناممکن است. تازه حتی با وجود این که این استدلال (قیمت غیرواقعی و گزاف) در مورد بازار خودرو در ایران صدق میکند، اما در مورد بازار حقوق پخش تلویزیونی مسابقات فوتبال نه.