لیگِ بدون تلویزیون؟

دوازدهمین دوره‌ی لیگ برتر فوتبال از امشب ساعت 20:30 با انجام پنج بازی آغاز می‌شود. با تیم‌هایی که در فصل نقل و انتقالات نه تنها بازیکن، بلکه مدیر و مالک هم نقل و انتقال کردند! مدیرانی که هیچ‌ کدام‌ افق دیدشان ورای یک ماه نمی‌شود! باشگاه‌هایی که پرونده برخی‌شان به اختلاس مالک‌شان همچنان در دست دادستانی‌ست، و با تیمی که از لرستان که به خاطر ضعف شدید امکانات باید بازی‌های خانگی‌اش را در کرج برگزار کند. و البته با بازیکنانی که در حد بسیاری از لیگ‌های اروپایی پول می‌گیرند، اما خیلی‌هاشان به سختی بتوانند در آن لیگ‌ها بازی کنند. 

اما جالب‌ترین نکته‌ی لیگ دوازدهم دعوای بین فدراسیون فوتبال و صداوسیما بر سر مبلغ حق پخش تلویزیونی است که ظاهراً این بار جدی شده. فصل پیش صداوسیما 15 میلیارد می‌داد که هم شامل لیگ می‌شد هم جام حذفی. حالا فدراسیون به بهانه‌ی اینکه صداوسیما تعهدات مالی‌اش را به موقع انجام نداده، قرارداد را فسخ کرده. حالا هم برای فصل جدید 150 میلیارد خواسته است. صداوسیما هم به هیچ وجه زیر بار نمی‌رود. فدراسیون هم سفت و سخت پاش ایستاده و گفته دوربین‌های تلویزیون را در استادیوم‌ها راه نمی‌دهد و شده دی‌وی‌دی بازی‌ها را هفته‌به‌هفته از طریق شبکه‌ی خانگی مثل قهوه‌ی تلخ و قلب یخی توزیع کند، کوتاه نمی‌آید. 

اما صداوسیما هم ظاهراً تره‌ای برای تهدیدهای فدراسیون خرد نکرده و پخش مستقیم بازی امشب پرسپولیس در آبادان و مسابقه فردا شب استقلال با آلمینیوم در آزادی را در حدول برنامه‌هاش اعلام کرده!

حرف فدراسیون فوتبال این است که ارزش حقوق تلویزیونی مسابقات لیگ بیشتر از این است. درست هم می‌گوید. وقتی ارزش حقوق پخش لیگ ترکیه سالی 120 میلیون دلار و لیگ بی‌تماشاگر امارات هشت میلیون نفری سالی 20 میلیون دلار دارد می‌گیرد ـ تازه آن هم فقط لیگ و نه مثل ایران لیگ و جام حذفی با هم! ـ چرا لیگ ایران با وجود تمام کاستی‌هاش باید سالی 15 میلیارد تومان (هشت میلیون دلار) بگیرد؟

فعلاً که تا این لحظه فدراسیون جدی پای حرف‌اش ایستاده و حتی دوربین‌های تلویزیون را به کنفرانس مطبوعاتی قبل از بازی قلعه‌نویی هم راه نداده است. اما به نظر من نهایتاً یک درصدی را به قرارداد اضافه می‌کنند و ماجرا با ریش‌سفیدی مثل همیشه حل می‌شود. اما اگر فدراسیون می‌خواهد این بار به نتیجه برسد، بهترین زمان همین هفته اول لیگ است. امشب معلوم می‌شود که مدیران فوتبال در گرفتن حق‌شان چقدر مصمم‌اند.

خبر تکمیلی:
خب همان طور که انتظار می‌رفت، رایزنی‌ها «از بالا» خیلی زود جواب داد و یک ساعت قبل از شروع اولین بازی فصل جدید، سازمان لیگ در اطلاعیه‌ای اعلام کرده که «با عنایت به دستور مقام محترم وزارت ورزش و جوانان» اجازه‌ی ورود دوربین‌های صداوسیما را می‌دهند، و اگر توافقی صورت نگرفت، از هفته بعد دوباره تهدیدشان را عملی خواهند کرد! این هم از فصل جدید لیگ برتر و حق پخش پایین تلویزیونی...

«توسعه» به چه قیمت؟

در یادداشت‌ام برای روزنامه‌ «تماشا»، نگاهی انداخته‌ام به دلایل و پیامد‌های افزایش تعداد تیم‌ها از یورو 2016 و همچنین به پیشنهاد میشل پلاتینی برای برگزاری جام ملت‌ها در 12 کشور مختلف اروپایی.

***

رییس یوفا در کنفرانس مطبوعاتی افتتاحیه این جام ملت‌ها، وقتی در مورد تورنمنت چهار سال بعد در کشورش فرانسه صحبت می‌کرد که برای اولین 24 تیم به جای 16 تیم شرکت خواهند داشت، خیلی تلاش می‌کرد این تغییر را به عنوان یک تحول بزرگ جلوه دهد. اما هر چقدر هم که در ظاهر مدعی چنین چیزی باشد، خودش هم به خوبی می‌داند که از لحاظ ورزشی این به هیچ وجه به نفع این رویداد نخواهد بود.

در اصل این رفرم موافقان زیادی ندارد. یوفا به گفته خودش به خاطر «گسترش فوتبال در سراسر قاره» دست به این تغییر زد. اما در حقیقت از یک سو تحت فشار کشورهایی قرار داشت که معمولاً  از راه‌یابی به جام ملت‌های اروپا بازمی‌مانند، مثل نروژ و فنلاند و اسکاتلند، و از سوی دیگر به خاطر درآمدزایی بیشتر این کار را کرد. هر چند پول حاصل از درآمدزایی بیشتر در نهایت توی جیب اعضای یوفا، یعنی فدراسیون‌های کشورها می‌رود، اما در هر صورت این به قیمت کیفیت مسابقات تمام می‌شود. تمام جذابیت و مزیت مسابقات یورو به دلیل کیفیت بالای آن و رقابت فشرده 16 تیم‌ قدرتمند و مثل این دوره مصاف‌هایی چون هلند-آلمان، انگلیس-فرانسه و ایتالیا-اسپانیا در همان مرحله‌ی اول بود. اما با وجود 24 تیم‌، همه‌ی این تیم‌ها به عنوان سید یک در شش گروه پخش می‌شوند و تیم‌هایی مثل استونی و مونتنگرو که در این دوره در مرحله پلی‌آف از صعود به یورو 2012 بازماندند، به این رقابت‌ها راه پیدا خواهند کرد.

به جز این دلیل که فدراسیون‌ها هم از لحاظ مالی از افزایش تعداد تیم‌ها منتفع می‌شوند، دیگر قابل درک نیست که چرا یوفا این تصمیم را گرفته است. بهترین مثال برای کاهش کیفیت مسابقات با افزایش تعداد تیم‌ها در این دوره تیم ملی ایرلند بود که با سه شکست واضح از اسپانیا و ایتالیا و کرواسی هیچ حرفی برای گفتن نداشت. حالا اگر تعداد همچه تیم‌های بیشتر هم بشود، چه انتظاری باید از جام ملت‌ها داشت؟ قطعاً آن رقابت فشرده و نزدیک که مشخصه اصلی جام ملت‌های اروپا هست و آن را از این لحاظ حتی از جام جهانی هم متمایز می‌کند، دیگر به این شدت وجود نخواهد داشت و در عوض «ایرلندها»ی بیشتری حاضر خواهند بود.

پلاتینی «خاطرجمع» است که «هشت تیم خوب دیگر» در تورنمنت حضور پیدا خواهند کرد و این روی کیفیت بازی‌ها تاثیری نمی‌گذارد و او «مشکلی» در آن نمی‌بیند. اما حتی او هم نمی‌گوید که تورنمنت بهتر می‌شود. مارتین کالن، مدیر یورو 2012 هم صرفاً می‌گوید که تیم‌هایی مثل رومانی، بلغارستان، لیتوانی، اسلوانی، نروژ و یا اسکاتلند، «احساسات و اتمسفر بیشتری با خود خواهند آورد».

پلاتینی می‌گوید اگر یورو تیم‌های بیشتری داشته باشد، آن وقت تیم‌های کوچک‌تر هم شرکت می‌کنند و این باعث توسعه آنها می‌شود و وظیفه او چیزی نیست به جز توسعه و گسترش هر چه بیشتر فوتبال در اروپا. اما مخالفان معتقدند که توسعه یک فرآیند تدریجی و زیربنایی بلندمدت است و اقداماتی چون افزایش تعداد تیم‌ها و شرکت‌ کشورهای کوچک‌تر در مسابقات لزوماّ تاثیری در این فرایند نخواهد داشت. به اعتقاد عده دیگری از کارشناسان، یوفا این کار را کرده تا تعداد گل‌های مسابقات را بیشتر کند و جذابیت و در پی آن قابلیت‌های بازاریابی آن را افزایش دهد. آنها بازی‌های این دوره را که بعضاً خالی از شگفتی و هیجان بودند، تاییدی بر این تحلیل خود می‌دانند. اما حتی در این صورت هم باز جای تردید است که با اضافه شدن تیم‌هایی مثل فنلاند و اسکاتلند، تعداد گل‌ها به عنوان مثال افزایش یابد. چیزی که با بازی تدافعی این تیم‌ها در مرحله مقدماتی جام ملت‌ها و جام جهانی در اروپا به خوبی قابل مشاهده است.

یک انتقاد دیگر از افزایش تعداد تیم‌ها این است که باز یوفا ملاحظه بازیکنان را نمی‌کند که همین حالا از تعداد زیاد بازی در طول سال گله‌مندند. حالا با افزایش تعداد تیم‌ها و در پی آن تعداد بازی‌ها، این گلایه‌ها قطعاً‌ فروکش نخواهد کرد. برای باشگاه‌ها هم که کارفرمای اصلی این بازیکنان هستند، با وجود اینکه از یورو 2008 از یوفا بابت هر بازیکنی که در تورنمنت دارند، غرامت می‌گیرند، این اصلاً خوشایند نیست.

به این ترتیب می‌توان گفت افزایش تعداد تیم‌ها به خاطر افزایش منابع درآمدی صورت گرفته، منطقی‌تر به نظر می‌رسد. چون افزایش تعداد تیم‌ها یعنی افزایش تعداد بازی‌ها، و به تبع آن افزایش فروش بلیت و باارزش‌تر شدن حقوق تلویزیونی و اسپانسرینگ تورنمنت. افزایش تعداد تیم‌ها یعنی بزرگ‌تر شدن بازارهای هدف حقوق تجاری مسابقات و بیشتر شدن توریست.

اما ایده‌های پلاتینی و تغییر و تحولاتی که می‌خواهد اعمال کند ظاهراً به همین جا ختم نمی‌شود. یوفا حالا این فکر را در سر می‌پروراند که یورو 2020 را در سراسر اروپا برگزار کند. پلاتینی روز شنبه اعلام کرد که کمیته اجرایی یوفا به او اجازه داده که این پیشنهاد را به فدراسیون‌ها بدهد. به اعتقاد پلاتینی در اروپا می‌توان این تورنمنت را در 12 شهر مختلف یک کشور برگزار کرد، اما می‌توان آن را در 12 شهر مختلف اروپا هم برگزار کرد. رییس یوفا گفت این تنها یک پیشنهاد است، اما این ایده با «استقبال زیادی» مواجه شده است.
حالا برای قضاوت کمی زود است و باید جزییات بیشتری از این ایده‌ی پلاتینی روشن شود. اما از همین حالا می‌شود گفت که حتی اگر همه این 12 شهر در منطقه شنگن قرار داشته باشد هم دشواری‌هایی را به وجود خواهد آورد. به خصوص برای طرفداران و تماشاچیان. چرا که کشورهای مختلف، یعنی فرهنگ‌های متفاوت، شرایط اقتصادی و اجتماعی متفاوت، و از همه مهم‌تر مسافت‌های طولانی‌تر. به خاطر همین عوامل بود که در اوکراین و لهستان بسیاری از هواداران قید سفر به این دو کشور را زدند. در یورو 2012 بعد از یورو 96 برای اولین بار که در استادیو‌های جام ملت‌های اروپا صندلی‌های خالی دیده شد. اگر همه تصمیمات یوفا مثل افزایش تعداد تیم‌ها و برگزاری در کشورهای متعدد، چنین نتیجه‌ای داشته باشد، دیگر با قاطعیت می‌توان گفت که کمکی به توسعه فوتبال نشده است.

آخرین میخ به تابوت جام حذفی

یادداشت‌ام در روزنامه تماشا در انتقاد مطرح شدن لغو جام حذفی به خاطر برنامه‌های تیم ملی را می‌توانید در ادامه‌ی این پست بخوانید.

***

در این وانفسای بازار عجیب و غریب نقل‌وانتقالات و خرید و فروش بازیکن و امتیاز باشگاه در فوتبال ایران، لغو جام حذفی که چیزی در حد یک فاجعه خواهد بود و قاعدتاً باید مثل زلزله کارشناسان و رسانه‌های ورزشی را تکان می‌داد، یک‌دهم ورود برونو متسو به ایران و دست رد امیر قلعه‌نویی به سینه‌ی فرهاد مجیدی هم بازتاب پیدا نکرد!

فارغ از اینکه این اتفاق بیفتد و ای‌اف‌سی هم مخالفتی نکند، نفس مطرح شدن لغو جام حذفی به خاطر پیشنهاد سرمربی تیم ملی، به خودی خود بسیار تاسف‌آور است. اینکه چرا سرمربی تیم ملی به خودش چنین اجازه‌ای می‌دهد و آماده‌سازی تیم ملی چه ارتباطی به جام حذفی دارد و اصلاً مگر صعود به جام جهانی چقدر مهم است که به خاطرش یک سال جام حذفی را برگزار نکنیم، بحث مفصلی‌ست و در این مقال نمی‌گنجد. آنچه در اینجا اهمیت دارد، نوع نگاه مدیران فوتبال به جام حذفی است.

تورنمنتی با قدمت بیش از 35 سال که هر چند 10 سال بین سال‌های 56 تا 65 برگزار نشد، اما تاریخچه‌ای غنی دارد از پیروزی‌ها و شکست‌های دراماتیک و به‌یاد‌ماندنی. به چنین رویداد باریشه‌ای با این همه سال قدمت در همه جای دنیا می‌رسند. برایش برند می‌سازند. خوب مدیریت‌اش می‌کنند. چون از طریق‌ آن درآمدزایی می‌کنند و همه از تماشاچی گرفته تا باشگاه و فدراسیون از آن منتفع می‌شوند. مهم‌تر از همه، چون باعث رشد و گسترش فوتبال می‌شود.

ماهیت جام حذفی به دلیل ساختار تک‌حذفی و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر نسبت به لیگ، جذاب است. چون تیم‌های کوچک می‌توانند تحت شرایط خاصی در یک بازی یک تیم بزرگ را حذف کنند و هر بازی حکم مرگ و زندگی دارد، شگفتی و هیجان بیشتری می‌تواند اتفاق بیفتد و شور و حال خاصی دارد که لیگ ندارد. اما در ایران  با وجود اینکه فوتبال ظاهراً حرفه‌ای هم شده، برگزارکنندگان توانسته‌اند کاری کنند که جام حذفی را با همه آن جذابیت‌ها و آن تاریخچه و جایگاه و حتی یک سهمیه آسیایی، به یک تورنمنت ساده‌ی بی‌روح و بی‌هویت تبدیل کنند. مسابقاتی معمولی صرفاً با یک جدول که حتی برنامه‌ی زمانی‌اش هم در طول سال بنا بر اولویت‌های دیگر مدام تغییر می‌کند. مسابقاتی با شکل و شمایل مسابقات ساده‌ای که در مدارس شبیه‌اش را زیاد می‌بینیم! فصلی نیست که چند باشگاه‌ از شرکت در جام حذفی به دلایل مختلفی مثل هزینه‌های اضافی و فشار مضاعف روی تیم منصرف نشوند و عطای آن را به لقایش نبخشند.

جام حذفی هر کشوری معمولاً در کنار تیم‌های ملی، مهم‌ترین محصول فدراسیون فوتبال به شمار می‌رود و ارتباطی به سازمان لیگ که تنها برگزارکننده دسته‌های حرفه‌ای لیگ است، ندارد. علت‌ این امر آن است که جام حذفی محصولی متفاوت از لیگ باشد و هویتی کاملاً متمایز پیدا کند و منابع درآمدی جداگانه‌ای هم داشته باشد. با یک برنامه‌ریزی اثربخش، جام حذفی نیز صاحب یک برند باارزش و جذاب می‌شود و برگزارکننده به عنوان صاحب این محصول، با فروش بسته‌های حقوقی مختلف آن مثل حقوق رسانه‌ای و حقوق اسپانسرشیپ درآمدزایی می‌کند. اما در ایران برگزارکننده‌ی لیگ و جام حذفی نیز توسط سازمان لیگ همواره یکی بوده و هیچ برنامه خاصی برای مدیریت آن به عنوان محصولی متمایز وجود نداشته و صرفاً به برنامه‌ریزی تقویم زمان‌بندی مسابقات بسنده شده است. حتی حقوق تلویزیونی و تبلیغات جام حذفی نیز به صورت جداگانه فروخته نمی‌شود و در همان قراردادی که برای لیگ با صداوسیما بسته شده، گنجانده شده است. جام حذفی فوتبال ایران بسته‌ی جداگانه‌ی حقوق تلویزیونی و اسپانسرینگ که هیچ، یک برند، حتی یک وب‌سایت اختصاصی شکیل و یک لوگوی شناخته‌شده هم ندارد که مخاطب راحت بتواند با این تورنمنت ارتباط برقرار کند. این رویداد در ایران آن قدر بی‌هویت است که فصل پیش برخی از بازی‌هایش همزمان با بازی‌های لیگ برگزار می‌شد و حتی برای کسی که فوتبال را به طور جدی دنبال می‌کند هم بعضاً آسان نبود که تشخیص بدهد کدام بازی مال لیگ است و کدام مال جام حذفی.

حالا همان نگاه که این رویداد پرقدمت را به یک رویداد بی‌روح تبدیل کرد و انصراف تیم‌ها از شرکت در آن را در پی داشت، به راحتی به خاطر صعود به جام جهانی هم رویش خط قرمز می‌کشد. اگر این اتفاق بیفتد، بی‌شک وجهه و اعتبار جام حذفی آسیبی می‌بیند که جبران‌اش از جبران برگزار نشدن جام بین‌ سال‌های 56 تا 65 هم بیشتر و برگشت‌ناپذیرتر است.