در نقد اعتراض وزارت ورزش به همراه اول
***
یک ماه از صحبتهای مدیر کل حقوقی وزارت ورزش و جوانان و تهدید کردنِ شرکت همراه اول میگذرد. با این حال، این شرکت همچنان خود را در تبلیغاتاش به عنوان «حامی اول ورزش ایران» معرفی میکند و هیچ شکایتی هم از طرف وزارت ورزش صورت نگرفته است. و همین که هیچ اتفاقی نیفتاده نشاندهنده آن است که صحبتهای مدیر کل حقوقی، چندان بااساس نبوده است.
ایشان در آن مصاحبه با استناد به مواد قانونی گفته از آنجا که وزارت ورزش و جوانان متولی ورزش در کشور است، بنابراین هر اسپانسری که میخواهد خود را به عنوان «حامی اول ورزش» معرفی کند، باید با وزارت ورزش و جوانان قرارداد داشته باشد! بعد هم تهدید کرده که اگر این شرکت اسناد و مدارکش را ارائه نکند، وزارت ورزش از این شرکت شکایت خواهد کرد. معلوم نیست پایه حقوقی این صحبتها چیست که وزارت ورزش بتواند برمبنای آن از همراه اول شکایت کند. آیا صرف اینکه یک ارگانی متولی ورزش باشد، او را به طور خودکار صاحب این حق میکند که اگر کسی خواست به خاطر هزینههایش در اسپانسرینگِ ورزش خود را «حامی ورزش» بنامد، باید ابتدا از آن ارگان مجوز بگیرد؟ در جواب باید گفت که نخیر، این وزارت ورزش است که باید ابتدا ثابت کند که صاحب داراییهای معنوی خاصی است و پس از آنکه آنها را به عنوان علائم تجاری و داراییهای معنویِ خود ثبت کرد، تازه میتواند ادعای طلب حق و حقوقاش را بکند و متجاوزان به این حقوقاش را تحت پیگرد قانون قرار دهد. در غیر این صورت صرف «متولی ورزش» بودن به او این حق مالکیت را واگذار نمیکند. همان طور که برای داراییهای فیزیکی هم یک شخص باید سند داشته باشد تا نشان دهد مالک آن دارایی است. دقیقا عین این میماند که کسی بدون اینکه زمین یا ملکی را در سازمان ثبت اسناد ثبت کرده باشد، به صرف آن که مال آبا و اجدادش بوده، ادعای مالکیت کند!
از قضا در ایران کمتر از پنج سال است که قانون ثبت علامت تجاری هم به تصویب رسیده و هر شخص حقیقی یا حقوقیای بر اساس آن میتواند با ارائهی اسناد و مدارک به اداره ثبت شرکتها زیر نظر قوه قضاییه، مالکیت خود را بر نام، لوگو یا هر علامت دیگری احراز کند و آن را به عنوان علامت تجاری برای خود ثبت کند. پس از آن تنها در صورتی که آن فرد به کسی اجازه بدهد، میتوان از علامت تجاری ثبتشده استفاده کرد. اما اگر کسی بدون مجوز از این علامت تجاری ثبتشده استفاده کند و باصطلاح «بازاریابی کمینی» کند، به مجازات خواهد رسید.
در دنیای تجارتِ ورزش امروز، قانون ثبت علامت تجاری، پایه و اساس برندینگ ورزشی و درآمدزایی سازمانها از طریق اسپانسرشیپ و فروش کالاهای هواداری است. اما در ایران متاسفانه اغلب ورزشیها به این قانون بیتوجهاند و آن را با قانون «کپیرایت» که برای حفاظت از حقوق مولفِ آثار هنری و ادبی است و ربطی به ورزش ندارد، اشتباه میگیرند.
وزارت ورزش هم مرتکب همین کوتاهی شده است. شرکت همراه اول هر سال برای حمایت مالی از ورزش هزینه هنگفتی میکند. شاید بیشتر از هر شرکت دیگری در کشور. این شرکت حالا آمده به منظور بازگشت بخشی از سرمایهاش و برای بهرهبرداری مناسب از این سرمایهگذاری، خود را به عنوان «حامی اول ورزش ایران» معرفی کرده تا تصویری مطلوب از خود در ذهن مصرفکننده به جا بگذارد. کار غیرقانونیای هم نکرده، چون تا آنجا که میدانیم، عبارت «ورزش ایران» دارایی معنوی ثبتشدهی هیچ کس نیست. حالا اینکه اصلاً وزارت ورزش بتواند واژهی «ورزش ایران» را به عنوان دارایی معنوی و علامت تجاری خود ثبت کند و اداره ثبت شرکتها آن را یپذیرد، بحثاش جداست. آنچه در اینجا مورد بحث است توجه به قانون ثبت علامت تجاری به منظور درآمدزایی و جلوگیری از سوءاستفاده و «بازاریابی کمینی» غیرقانونی دیگران است. اتفاقی که در ورزش ایران بسیار رایج است.
فدراسیون جهانی فوتبال، فیفا، و کمیته بینالمللی المپیک، آیاوسی، در بهرهبرداری از این قانون پیشتازند. صد سال طول کشید تا کمیته بیناللملی المپیک توانست با استفاده از این قانون از طریق بازیهای المپیک درآمدزایی کند. چون تا سال 1993 قانون ثبت علامت تجاری شامل حال ارگانهای ورزشی نمیشد. اما حالا آیاوسی نامها، لوگوها و علائم متعددی از نامهای مختلف گرفته تا لوگوها و کاراکترها با رنگبندیهای مختلف، همه را به عنوان علامت تجاری ثبت کرده و فقط به اسپانسرها و شرکای خود حق انحصاری استفاده از این نمادها را میدهد. از هر شرکتی هم که غیرقانونی از این علائم ثبتشده استفاده کند، شکایت و غرامت سنگینی را دریافت میکند. فیفا نیز از نام خود گرفته تا عنوان تورنمنتها و رویدادها و لوگوی آنها و حتی شکل کاپ جام جهانی را به عنوان داراییهای معنوی خود ثبت کرده است. فیفا به تنهایی در کشور برزیل، میزبان جام جهانی 2014، 45 علامت تجاری را تا کنون به ثبت رسانده است. در واقع اعطای مجوز استفاده انحصاری از این علائم و محافظت در برابر بازاریابی کمینی احتمالی رقبا، جزو خدماتی است که فیفا و آیاوسی به اسپانسرهای خود میدهند و در ازای آن حقوق اسپانسرینگ خود را به مبالغ بالایی میتوانند بفروشند. اما پیششرط و لازمه موفقیت آن، ثبت این داراییهای معنوی و بعد توانایی دعواهای حقوقی احتمالی و بعضاً طاقتفرسا و زمانگیر است.
با وجود همه این اقدامات، و با وجود اینکه در کشورهای توسعهیافته حقوق مالکیت روشنتر و سختگیرانهتر از ایران است، باز هم بارها پیش آمده که ارگانی با عظمت و قدرت فیفا در برخی از دعواهای حقوقی حتی شکست هم خورده و مواردی بوده که فیفا یا آیاوسی نتوانستهاند ثابت کنند که دارایی معنویشان دارد به صورت غیرقانونی استفاده میشود و دادگاه در نهایت رای را به سود آن کمپانی صادر کرده است. حالا در ایران که حقوق مالکیت همواره یکی از پاشنه آشیلهای توسعه اقتصادیاش بوده، وزارت ورزش آمده بدون اینکه از همین قوانین موجود هم بهره بگیرد و داراییهای معنوی خود را به ثبت رسانده باشد، آمده در مورد یک عبارت کلی و فراگیر به عنوان دارایی معنوی خود ادعای مالکیت کرده و گفته هر کس از آن استفاده کند باید اول بیاید با من قرارداد ببندد. خب با این شرایط و این برخوردهای کارشناسینشده، معلوم است که کار به جایی نمیبرد و راههای درآمدزایی را به روی خود میبندد.



