آخرین میخ به تابوت جام حذفی
***
در این وانفسای بازار عجیب و غریب نقلوانتقالات و خرید و فروش بازیکن و امتیاز باشگاه در فوتبال ایران، لغو جام حذفی که چیزی در حد یک فاجعه خواهد بود و قاعدتاً باید مثل زلزله کارشناسان و رسانههای ورزشی را تکان میداد، یکدهم ورود برونو متسو به ایران و دست رد امیر قلعهنویی به سینهی فرهاد مجیدی هم بازتاب پیدا نکرد!
فارغ از اینکه این اتفاق بیفتد و ایافسی هم مخالفتی نکند، نفس مطرح شدن لغو جام حذفی به خاطر پیشنهاد سرمربی تیم ملی، به خودی خود بسیار تاسفآور است. اینکه چرا سرمربی تیم ملی به خودش چنین اجازهای میدهد و آمادهسازی تیم ملی چه ارتباطی به جام حذفی دارد و اصلاً مگر صعود به جام جهانی چقدر مهم است که به خاطرش یک سال جام حذفی را برگزار نکنیم، بحث مفصلیست و در این مقال نمیگنجد. آنچه در اینجا اهمیت دارد، نوع نگاه مدیران فوتبال به جام حذفی است.
تورنمنتی با قدمت بیش از 35 سال که هر چند 10 سال بین سالهای 56 تا 65 برگزار نشد، اما تاریخچهای غنی دارد از پیروزیها و شکستهای دراماتیک و بهیادماندنی. به چنین رویداد باریشهای با این همه سال قدمت در همه جای دنیا میرسند. برایش برند میسازند. خوب مدیریتاش میکنند. چون از طریق آن درآمدزایی میکنند و همه از تماشاچی گرفته تا باشگاه و فدراسیون از آن منتفع میشوند. مهمتر از همه، چون باعث رشد و گسترش فوتبال میشود.
ماهیت جام حذفی به دلیل ساختار تکحذفی و غیرقابلپیشبینیتر نسبت به لیگ، جذاب است. چون تیمهای کوچک میتوانند تحت شرایط خاصی در یک بازی یک تیم بزرگ را حذف کنند و هر بازی حکم مرگ و زندگی دارد، شگفتی و هیجان بیشتری میتواند اتفاق بیفتد و شور و حال خاصی دارد که لیگ ندارد. اما در ایران با وجود اینکه فوتبال ظاهراً حرفهای هم شده، برگزارکنندگان توانستهاند کاری کنند که جام حذفی را با همه آن جذابیتها و آن تاریخچه و جایگاه و حتی یک سهمیه آسیایی، به یک تورنمنت سادهی بیروح و بیهویت تبدیل کنند. مسابقاتی معمولی صرفاً با یک جدول که حتی برنامهی زمانیاش هم در طول سال بنا بر اولویتهای دیگر مدام تغییر میکند. مسابقاتی با شکل و شمایل مسابقات سادهای که در مدارس شبیهاش را زیاد میبینیم! فصلی نیست که چند باشگاه از شرکت در جام حذفی به دلایل مختلفی مثل هزینههای اضافی و فشار مضاعف روی تیم منصرف نشوند و عطای آن را به لقایش نبخشند.
جام حذفی هر کشوری معمولاً در کنار تیمهای ملی، مهمترین محصول فدراسیون فوتبال به شمار میرود و ارتباطی به سازمان لیگ که تنها برگزارکننده دستههای حرفهای لیگ است، ندارد. علت این امر آن است که جام حذفی محصولی متفاوت از لیگ باشد و هویتی کاملاً متمایز پیدا کند و منابع درآمدی جداگانهای هم داشته باشد. با یک برنامهریزی اثربخش، جام حذفی نیز صاحب یک برند باارزش و جذاب میشود و برگزارکننده به عنوان صاحب این محصول، با فروش بستههای حقوقی مختلف آن مثل حقوق رسانهای و حقوق اسپانسرشیپ درآمدزایی میکند. اما در ایران برگزارکنندهی لیگ و جام حذفی نیز توسط سازمان لیگ همواره یکی بوده و هیچ برنامه خاصی برای مدیریت آن به عنوان محصولی متمایز وجود نداشته و صرفاً به برنامهریزی تقویم زمانبندی مسابقات بسنده شده است. حتی حقوق تلویزیونی و تبلیغات جام حذفی نیز به صورت جداگانه فروخته نمیشود و در همان قراردادی که برای لیگ با صداوسیما بسته شده، گنجانده شده است. جام حذفی فوتبال ایران بستهی جداگانهی حقوق تلویزیونی و اسپانسرینگ که هیچ، یک برند، حتی یک وبسایت اختصاصی شکیل و یک لوگوی شناختهشده هم ندارد که مخاطب راحت بتواند با این تورنمنت ارتباط برقرار کند. این رویداد در ایران آن قدر بیهویت است که فصل پیش برخی از بازیهایش همزمان با بازیهای لیگ برگزار میشد و حتی برای کسی که فوتبال را به طور جدی دنبال میکند هم بعضاً آسان نبود که تشخیص بدهد کدام بازی مال لیگ است و کدام مال جام حذفی.
حالا همان نگاه که این رویداد پرقدمت را به یک رویداد بیروح تبدیل کرد و انصراف تیمها از شرکت در آن را در پی داشت، به راحتی به خاطر صعود به جام جهانی هم رویش خط قرمز میکشد. اگر این اتفاق بیفتد، بیشک وجهه و اعتبار جام حذفی آسیبی میبیند که جبراناش از جبران برگزار نشدن جام بین سالهای 56 تا 65 هم بیشتر و برگشتناپذیرتر است.