این یادداشت را در انتقاد از نامه‌ی امیدوار رضایی، رییس فراکسیون ورزش مجلس به رییس جمهور که درخواست کرده از تولیدکنندگان داخلی پوشاک ورزشی بیشتر حمایت شود، برای روزنامه‌ی تماشا نوشتم.

***

رییس فراکسیون ورزشی مجلس شورای اسلامی با ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور خواستار دستور برای حمایت از تولیدکننده‌های پوشاک داخلی شده است. امیدوار رضایی که عضو هیات مدیره باشگاه استقلال هم هست، در این نامه گلایه کرده که «متاسفانه علیرغم کیفیت بالا و وجود صادرات محصولات ایرانی به چندین کشور، ما شاهد ورود محصولات مشابه خارجی و آن هم توسط شرکت‌ها و دستگاه‌های دولتی یا وابسته به دولت هستیم» و در پایان با کلی عبارات پرطمطراق ابراز امیدواری کرده که با دستور رییس جمهور، «این صنعت ایرانی» رونق بگیرد و ضمن «اشتغال» و «سرمایه‌گذاری جدید»، به «صادرات بیشتر» و «دفاع از توان ایرانی در عرصه بین‌المللی»، «کمک شایانی» شود.

آقای رضایی در این نامه به رییس جمهور مشخص نکرده که این «شرکت‌ها و دستگاه‌های دولتی یا وابسته به دولت» دقیقاً چه نهادهایی را در برمی‌گیرد و آیا مثلاً شامل فدراسیون‌ها و باشگاه‌های لیگ برتری فوتبال هم می‌شود یا نه. توضیح یا پیشنهادی هم نداده که این حمایت به چه شکل ‌می‌تواند باشد. در اقتصاد حمایت از تولیدکننده‌ی داخلی سازوکار مشخصی دارد. رایج‌ترین و موثرترین راه همواره تعرفه‌ وارداتی بوده است. در ایران برای اغلب کالاهایی که در داخل مشابه‌شان تولید می‌شود، به منظور حمایت از آن تولید‌کننده، تعرفه‌های وارداتی بالایی در نظر گرفته می‌شود. پوشاک ورزشی خارجی هم با تعرفه سرسام‌آور صددرصد از این حمایت بی‌نصیب نمانده است. سیاست‌های حمایت‌گرا  در اقتصاد مزایا و معایبی دارد و همواره محل اختلاف نظر میان کارشناسان اقتصادی بوده که مورد بحث این یادداشت نیست. آنچه در اینجا بیشتر بحث‌برانگیز این است که چرا باید از تولیدکننده داخلی بیش از این حمایت شود و پیامدهای آن برای فدراسیون‌ها و باشگاه‌های فوتبال که توان جذب اسپانسر خارجی را دارند چه خواهد بود؟ باید از آقای رضایی پرسید کدام تولید‌کننده‌ی داخلی پوشاک ورزشی را ایشان سراغ دارند که توانسته محصولاتی «با کیفیت بالا» را «به چندین کشور» صادر کند؟ و آیا تولیدکننده‌ای که با وجود برخورداری از رانت تعرفه‌ی بسیار بالای واردات برای رقبای خارجی‌اش در یک بازار غیررقابتی نتوانسته کیفیت محصولاتش را افزایش دهد و با آنها رقابت کند، لایق حمایت بیشتر است؟

اما مساله‌ی مهم‌تری که اینجا مطرح است پیامدهای این حمایت از تولیدکننده‌ی داخلی برای باشگاه‌ها و فدراسیون‌هایی است که توان جذب اسپانسر خارجی را دارند. فدراسیون‌هایی مانند فوتبال و بسکتبال، سازمان لیگ فوتبال، کمیته ملی المپیک و چند باشگاه فوتبال در لیگ برتر با تمامی مشکلات و موانعی که برای واردات پوشاک خارجی وجود دارند، توانسته‌اند اسپانسر خارجی برای تامین پوشاک خود بگیرند. برخلاف نظر آقای رضایی که «شاهد واردات» محصولات خارجی‌ست، این قراردادهای اسپانسرشیپ پوشاک نه تنها واردات محسوب نمی‌شود بلکه کاملاً برعکس صادرات است. حقوق اسپانسرشیپ یکی از محصولات فدراسیون و یا باشگاه ورزشی است و اگر بتواند آن را در یک بازار خارجی به فروش برساند معنایش آن است که توانسته این حقوق را به خارج کند و حتی اگر علاوه بر تامین کالا، این قراردادها بخش نقدی هم داشته باشد، ارزآوری هم کرده که می‌دانیم در این وضعیت اقتصادی چقدر باارزش است.

اما اگر موانع بیش از این باشد و فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها نتوانند سراغ برندهای ورزشی خارجی بروند، از درآمدزایی محروم می‌شوند. چون برندهای داخلی در این بازار انحصاری‌ای که در اختیار دارند، هیچ گاه حاضر نشده‌اند آن طور که در ورزش حرفه‌ای رایج است، یک برنامه‌  بازاریابی داشته باشند و به صورت اسپانسرینگ قرارداد ببندند و تنها حاضرند قرارداد فروش با آنها ببندند. و در این میان تنها باشگاه‌ها و فدراسیون‌ها ضرر می‌کنند که مجبورند بابت تامین پوشاک مورد نیاز تیم‌های خود هزینه کنند.