یادداشت زیر را به بهانه‌ی نشست بررسی تبلیغات چهره‌های مشهور در مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشتم که چند روز پیش در روزنامه‌ی «تماشا» چاپ شد.

***

هفته گذشته در مركز تحقيقات استرات‍ژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام اولين نشست تخصصی بررسی حضور چهره‌های سرشناس در تبليغات با حضور كارشناسان ارتباطات و همچنين برخی از چهره‌های مشهور از دنیای سینما و ورزش بود. نشستی كه بهانه‌ی تشكيل آن برخورد دوگانه در سیاست‌گذاری‌های مربوط به این نوع تبلیغات عنوان شده، و مثل هر همایش و نشست این چنینی حرف‌های خوبی هم مطرح شد، اما می‌توان پیش‌بینی کرد که اثرگذاری آن بسیار محدود بوده و علت اصلی‌ای که این همایش به خاطرش برپا شده، همچنان پابرجا خواهد ماند.

در دوره‌هایی، به خصوص اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد استفاده از بازيگران و ورزشكاران شناخته‌شده در تبلیغات رایج شده بود. اما ناگهان در سال‌های گذشته با اعلام ممنوعیت این گونه تبلیغات از سوی دولت بدون ذکر دلیل خاصی، جلوی آن گرفته شد. با وجود این همچنان گاه‌گداری شاهد تبلیغات با چهره‌های ورزشی یا سینمایی هستیم. در واقع می‌توان گفت که هنوز تصمیم روشن و مشخصی در این مورد گرفته نشده و ورزشکاران و هنرمندان و شرکت‌های تبلیغاتی هنوز تکلیف خود را در این خصوص نمی‌دانند. ضمن آنکه معلوم نیست چطور این ممنوعیت شامل ستاره‌های خارجی نمی‌شود. مثلاً جورج کلونی ستاره هالیوود، مایکل اوون ستاره فوتبال انگلیس و لوییس همیلتون ستاره فرمول یک می‌توانند تبلیغ ساعت بکنند و در سطح شهر هم تبلیغات‌شان دیده می‌شود، کریستیانو رونالدو تبلیغ روغن موتور می‌کند و مجسمه کاغذی‌اش جلو هر آپاراتی‌ای پابه‌توپ است، و پارسال هم که تبلیغات یک نوشیدنی با طرح نقاشی رافائل نادال در بیلبوردهای پایتخت خودنمایی می‌کرد.

در هر صورت این ممنوعیت ـ اگر ممنوعیتی رسماً در کار باشد ـ ، به خصوص برای ورزشکاران بیشتر مشکل‌زاست و فرصت‌های بیشتری را از آنها می‌گیرد، چرا که با توجه به عمر حرفه‌ای کوتاه ورزشکاران نسبت به مشاغل دیگر، درآمدزایی در خارج از میدان مسابقه که می‌تواند حتی بعد از پایان دوران حرفه‌ای‌شان هم ادامه پیدا کند، اهمیتی دو چندان می‌یابد. یک بازیگر یا یک خواننده تا پایان زندگی خود همچنان می‌تواند شغل هنری خود را ادامه دهد، اما یک ورزشکار حرفه‌ای از 35 سالگی باید به فکر شغل دیگری باشد. اما در صورت امکان تبلیغات، هم در دوران حرفه‌ای و هم در دوران بازنشستگی به او امکان درآمدزایی و کسب اندوخته بیشتری برای دوران بازنشستگی زودهنگام و طولانی داده می‌شود.

تبلیغات و اسپانسرینگ، فرصتی برای ورزشکاران حرفه­ای است تا علاوه بر افزایش مجبوبیت، بیشتر دیده شوند و البته به منابع مالی بیشتری فراتر از درآمد از حرفه‌ی ورزش دست پیدا کنند. استفاده‌ شرکت‌ها از ورزشکاران برای تبلیغ محصولات‌شان با هدف فروش بیشتر در جهان سابقه‌ای بیش از 70 سال دارد، هنگامی که کمپانی آدیداس در المپیک 1936 برلین، جسی اوونز دونده‌ معروف آمریکایی را با کفش‌های مجانی تجهیز کرد. اما شکل همکاری میان شرکت‌های تجاری و ورزشکاران در دهه‌های اخیر توسعه پیدا کرده و شرکت‌ها از ستاره‌های ورزشی به عنوان گروه مرجع در بازارهایشان برای باصطلاح «صحه‌گذاری» (Endorsement) و تبلیغ محصولات و خدمات خود استفاده می‌کنند، به این امید که باعث افزایش شناخت برند‌شان و فروش بیشتر شود. تحقیقات نشان داده که تبلیغات صورت‌گرفته توسط ورزشکاران نتایج مطلوبی را برای آن شرکت‌ها ایجاد می‌کند.

قراردادهای اسپانسرینگ کمپانی‌های تولیدکننده‌ کفش ورزشی با ستارگان NBA امروزه به میلیون‌ها دلار رسیده است. مایکل جردن که در تاریخ ورزش الگوی قراردادهای اسپانسرشیپ شخصی محسوب می‌شود، تنها در سال آخر فعالیت‌اش 47 میلیون دلار از این قراردادها درآمد کسب کرد. قرارداد تایگر وودز، گلف‌باز سیه‌چرده و مشهور آمریکایی با نایک در آغاز عمر حرفه‌ایش، به ارزش 40 میلیون دلار برای پنج سال نیز از بالاترین قرارداد‌ها در تاریخ ورزشکار به شمار می‌آمد. قرارداد پنج ساله بعدی او هم به صد میلیون دلار افزایش پیدا کرد. او قراردادهای دیگری هم با خودروسازی بیوک، ساعت رولکس، کارت اعتباری امریکن اکسپرس و شرکت تولیدکننده بازی‌های کامپیوتری «الکترونیک آرتس» بست. در مجموع درآمد‌های تبلیغاتی تایگر وودز در سال 2006 به 75 میلیون دلار رسید. راجر فدرر، ستاره سوییسی تنیس نیز در همین سال 21 میلیون دلار از محل این قراردادها درآمد کسب کرد. 13 میلیون دلار از این مبلغ به تنهایی مربوط به قرارداد او با نایک است که 10 ساله بسته شد.

اما در ایران بنا بر دلایلی که ذکر شد این فرصت‌ها برای ورزشکاران وجود ندارد. شاید در فضای کنونی که افکار عمومی درآمد ورزشکاران را بیش از حد بالا می‌داند، چنین دیدگاهی قابل قبول نباشد. اما واقعیت این است که در این تحلیل‌های کلیشه‌ای و اغلب سطحی در مورد دستمزد بالای ورزشکاران حرفه‌ای به ویژه فوتبالیست، دشوار بودن مسیر رسیدن به سطح اول ورزش حرفه‌ای و بخصوص به کوتاه بودن عمر حرفه‌ای کوتاه آنها در نظر گرفته نمی‌شود. آنچه مسلم است این است که بدون هیچ دلیل خاصی یک صنف خاصی دارد از درآمدزایی‌ای که حق‌اش است، محروم می‌شود. مهم‌ترین قدم هم در حل این موضوع فراهم کردن بسترهای لازم و برطرف کردن ابهامات قانونی است که می‌بایست توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت ورزش و جوانان صورت بگیرد.

مرتبط:
چند می‌گیری تبلیغ کنی؟ - مازیار ناظمی