لیگ قهرمانان؛ جاذبهها و جنونها
پروژهی نونمایی لیگ قهرمانان از لحاظ برندسازیِ یک رویداد ورزشی، نمونه است. اما لیگ قهرمانان تنها بستهبندیاش عوض نشد بلکه از لحاظ محتوا نیز به آن چنان جذابیتی رسیده که حالا متمایز از همهی تورنمنتهای دیگر است. سرودش، نمادهایش، ظاهر تجملیاش، بازیهای زیبا و پرستارهاش همان قدر در ساختن این وجهه تاثیر داشتهاند که تقویماش. در حقیقت برنامهی برگزاری ثابت سهشنبه- چهارشنبههای لیگ قهرمانان، آغاز مرحلهی گروهی با رفتن تابستان و در نزدیکهای پاییز و سررسیدن مرحلهی حذفی با آمدن بهار، همگی مشخصههاییاند که لیگ قهرمانان را تبدیل به محصولی کردهاند که ما امروز میشناسیم.
فقط جام جهانیها هستند که احساسات بیشتری را برمیانگیزند. اما مهمترین حسن لیگ قهرمانان به جام جهانی این است که دیگر نیازی نیست که آدم چهار سال انتظار بکشد. از اولین دوره جام جهانی 72 سال طول کشید تا موفقترین تیمهای تاریخ این رقابتها تا آن زمان، یعنی برزیل و آلمان، برای اولین بار سرانجام در فینال جام جهانی 2002 با هم روبرو شدند. کی دوست دارد یک عمر انتظار بکشد تا مصاف بهترینها را به تماشا بنشیند؟ لیگ قهرمانان دارد هر سال این کار را برایمان انجام میدهد. به عنوان نمونه تنها در هفت سال گذشته با شش صفآرایی چلسی در برابر افث بارسلونا شاهد این رویارویی ستارگان بودیم.
از لحاظ مالی هم لیگ قهرمانان به یک دستگاه پولساز تبدیل شده است. امسال کل پاداشی که به تیمهای شرکتکننده داده میشود چیزی بالغ بر 759 میلیون یورو (معادل یک میلیارد دلار) است. این درآمدی است که مثلاً رئال مادرید به عنوان پردرآمدترین باشگاه فوتبال جهان باید در سه سال کسب کند! در قیاس با آن تورنمنت باشگاهی دوم یوفا، اروپا لیگ که بارها هم نوسازی شده، درآمدش قابل توجه نیست (در مجموع 150 میلیون یورو).اما موفقیت اقتصادی لیگ قهرمانان یک تهدید هم برای فوتبال اروپا محسوب میشود. لیگ قهرمانان خیلی از لیگهای اروپایی را به لیگهایی یکطرفه تبدیل کرده است. از لیگ بزرگی مثل انگلستان گرفته تا لیگی به کوچکی لیگ دانمارک. هر کس به لیگ قهرمانان راه پیدا کند، با آن درآمد سرشاری که عایدش میشود از رقبای داخلیاش بیشتر فاصله میگیرد. هر چقدر هم بیشتر به این رقابتها راه یابد، این فاصله بیشتر و بیشتر میشود. به عبارت دیگر لیگ قهرمانان در فوتبال اروپا جوامع طبقاتی درست میکند. بالای جدول همواره آنهاییاند که مرتب در لیگ قهرمانان بازی میکنند، بعد با فاصلهی زیاد پایینتر از آنها تیمهایی هستند که گهگداری به لیگ قهرمانان راه پیدا میکنند و آخر سر با فاصلهی بسیار زیاد تیمهاییاند که اصولاً هیچ وقت در لیگ قهرمانان نیستند. برای به هم زدن این طبقات باید اتفاقات خارقالعادهای بیفتد. مثلاً با رسواییهای تبانی و ارتشا (یوونتوس و جدیداً فنرباغچه) یا دعوا و مکافات با مالکین (لیورپول) و ورود سرمایهگذاران دستودلباز جدید (منچسترسیتی).
از سوی دیگر درآمدهای بالا در لیگ قهرمانان وسوسهایست که عقل را از سر مدیران باشگاهها میپراند. آنها برای دست یافتن به این درآمدها مجبور میشوند بازیکنان گرانقیمت بخرند و از آنجایی که اکثراً منابع مالیاش را هم ندارند، خود را در قرض فرو میبرند. در واقع برای باشگاههایی مثل منچستر یونایتد و بارسلونا که غرق در بدهی هستند، اصلاً قابلتصور نیست که یک فصل در لیگ قهرمانان حضور نداشته باشند و از درآمدهایش چشم بپوشند. برای همین هم هست که میشل پلاتینی مصمم است تا با طرح «فایننشال فیرپلی» ترمز این جنون را بکشد. هر چقدر هم دست یافتن به اهداف این طرح از صعود به فینال لیگ قهرمانان هم شاید دشوارتر باشد.