لالیگا در قهقرا
***
10 سال پیش رئال مادرید مجبور شد زمین تمریناش در «پاسئو ده لا کاستلانا» را به قیمت 480 میلیون یورو بفروشد تا از شر 270 میلیون یورو بدهی خلاص شود. مهندس این عملیات فلورنتینو پرز بود که مثل حالا آن موقع رییس باشگاه بود. او البته پیش از آن به خاطر طمعاش در خریدن فوقستارهها و مهندسی پروژه «کهکشانیها» معروف شده بود، که بعد از یکی دو سال اول این پروژه به ناکامیهای پیدرپی منجر شد.
معاملهی فروش زمین تمرین هیچ وقت صددرصد شفاف نبود و شرایط آن به گفته رسانهها در «تاریکی» ماند. ظاهراً شهرداری مادرید طرف معامله با باشگاه رئال مادرید بوده و بعداً این زمین قطعهقطعه به بانکها، شرکتهای بیمه و شرکتهای ساختوساز فروخته شده است. حالا در جایی که دیاستفانو و رائول و اسطورههای دیگر یک روزی تمرین میکردند، چهار تا از بلندترین برجهای اسپانیا ساخته شده که نماد مادریدِ مدرن امروزند. اما به خاطر بحران اقتصادی که شدیدتر از خیلی کشورها گریبان اسپانیا را گرفته، خیلی از دفاتر این برجها خالی مانده و هتل پنج ستاره برج یورو نیز با قیمتهای پایینی سعی میکند مسافر جذب کند. رئال خیلی به موقع توانسته بود کاسبی کند و منابع مالی خوبی را تامین کند. این معامله حتی توسط کمیسیون اروپا هم بازرسی شد، در پی شکایت دو باشگاه منچستر یونایتد و بایرن مونیخ که نگران بودند ارگانهای اسپانیا در قالب این معامله پول به بزرگترین باشگاه کشورشان تزریق کردهاند. اما بازرسان بروکسل نتوانستند چیزی پیدا کنند. البته بایرن و منچستر هم ظاهراً دیگر پیگیر شکایتشان نشدند، شاید یک دلیلاش هم این بود که رئال مادرید آن منابع مالی را خیلی زود تمام کرد و حالا دوباره شدیداً بدهکار شده است.
آخرین وامهای بزرگ را پرز مجبور شد تابستان سال گذشته قرض بگیرد تا منابع مالی خرید کریستیانو رونالدو را جور کند که با 94 میلیون یورو گرانترین نقلوانتقال تاریخ فوتبال است. کاکا، نیمکتنشین امروز هم با 65 میلیون یورو خریداری شده بود. اما این وضعیت فقط شامل حال رئال مادرید نیست. رقیب کاتالانشان هم بدهیهای سنگینی بالا آورده است. افث بارسلونا زمین اضافیای برای فروختن نداشت و اوضاعاش در تابستان 2010 آن قدر بغرنج شد که برای پرداخت حقوق بازیکنان مجبور شد دیمیتری چیگرینسکی مدافع اوکراینیاش را تنها پس از یک سال با 10 میلیون یورو ضرر به شاختار دونتسک پس بدهد. در همان زمان ساندرو روسل، رییس جدید باشگاه در حسابوکتابهای باشگاه زیانهای سنگینی را کشف کرد که در دفاتر مالی معلوم نشده بود. برای همین مجبور شد وامی 150 میلیون یورویی استقراض کند. همزمان از خوان لاپورتا رییس قبلی هم به دلیل سوءمدیریت شکایت شد. مدیریت جدید مدعی شده بود که مدیریت قبلی بین تابستان 2003 و 2010 که بارسا بزرگترین موفقیتهای تاریخاش را جشن گرفت، زیانهای بالایی را به بار آورده اما آنها را دستکاری کرده است.
با افشا و شفافسازی این زیانها ناگهان بدهیهای موفقترین باشگاه فوتبال سالهای اخیر به 430 میلیون یورو افزایش پیدا کرده بود، دو برابر دو سال پیش از آن. در واقع در آن سالهای طلایی باشگاه در باتلاقی از زیان فرورفت. همین شد که روسل، سنت دیرینهی این باشگاه را کنار گذاشت و نارضایتی هواداران متعصب و احساسی کاتالان را به جان خرید تا بتواند با فروش اسپانسرینگ پیراهن تیم، منابع مالی جدیدی تامین کند.
اعتصاب لیگ ورشکسته
با وجود این اوضاع، رئال و بارسا جزو معدود باشگاههای باقیمانده در اسپانیا هستند که هنوز میتوانند روی پای خودشان بایستند. اکثر باشگاههای حرفهای اسپانیا وضعشان از این بسیار وخیمتر است و خیلیهاشان زیر بار بدهیها کمرشان شکسته است. اواخر ماه ژوئن 11 باشگاه از دسته اول و دوم لالیگا اعلام ورشکستگی کردند. باشگاههایی مثل بتیس سویل، رئال ساراگوسا و رئال مایورکا. ده باشگاه دیگر نیز در آستانه ورشکستگی قرار گرفتند. مجموع بدهیهای باشگاههای حرفهای در دو دسته اول لیگ اسپانیا به چهار میلیارد دلار رسیده، یعنی در عرض 20 سال 25 برابر شده است. به عنوان قیاس این رقم در بوندسلیگای آلمان حدود 700 میلیون یورو است.
تقلای باشگاهها برای کسب کمی درآمد بیشتر از محل فروش تلویزیون هم فصل گذشته بینتیجه ماند. آنها پیش از هفته سیام تهدید به اعتصاب کردند و گفتند اگر حقوق تلویزیونی بازیهایشان افزایش نیابد، در لیگ شرکت نخواهند کرد. این برای اولین بار در تاریخ فوتبال اسپانیا بود که باشگاهها تهدید به اعتصاب میکردند. اما با حکم یک دادگاه انجام اعتصاب قدغن شد و جلو این فاجعه گرفته شد.
این بدهیهای بالا معلوم است که دودش در وهله توی چشم بازیکنان میرود که دستمزدشان را ممکن است نگیرند. دو ماه پیش که این باشگاهها اعلام ورشکستگی کردند، روزنامه مادریدی »آبث» گزارش داده بود که 300 بازیکن در این دو دسته حقوقشان را کامل نگرفته بودند. طبق قوانین فوتبال اسپانیا هر باشگاهی که تا 30 ژوئن حقوق بازیکناناش را به طور کامل پرداخت نکند، به عنوان جریمه به دستههای پایینتر سقوط خواهد کرد. اما این باشگاهها با اعلام ورشکستگی از این مجازات فرار میکند، چون طبق قوانین کشور اسپانیا نمیتوان باشگاهی را که اعلام ورشکستگی کرده، مجازات کرد.
به این ترتیب هر بار که اقدامی داشت صورت میگرفت، به نحوی زندگی در لالیگا ادامه مییافت و نگرانیها موقتاً یک جوری رفع میشد. اما حالا دیگر زندگی در لالیگا با اعتصاب بازیکنان که جانشان به لبشان رسیده، متوقف شده است. آنها که دیگر نمیخواهند قربانی شوند و از حقوقشان بگذرند، از طریق اتحادیه بازیکنان (AFE) اعتصاب کردند و هفته اول لالیگا را به تعویق انداختند. و اگر دو طرف، یعنی سازمان لیگ (LFP) و اتحادیه همچنان سرسختانه بر مواضعشان پافشاری کنند، ممکن هفته دوم هم تعطیل شود. 50 میلیون یورو از حقوق بازیکنان مربوط به فصل پیش هنوز پرداخت نشده و بازیکنان از سازمان لیگ ضمانتنامه میخواهند و سازمان لیگ هم زیر بار نمیرود. یکی از مسئولین چند روز پیش گفته بود همین که بازیکنان فوتبال در این اوضاع اقتصادی بد اسپانیا که از هر دو جوان یک نفر بیکار است، باید شاکر هم باشند که هنوز شغل دارند.
مشکل کجاست؟
اما مشکل فوتبال اسپانیا خیلی عمیقتر از این حرفهاست. در اسپانیا پروانه حضور در لیگ، بر اساس سلامت اقتصادیشان داده نمیشود. کاری که به عنوان نمونه بسیار سخت گیرانه در آلمان انجام میشود و اتحادیه فوتبال اروپا نیز در طرح «فایننشال فیرپلی» از دو سال دیگر آن را به اجرا میگذارد. حالا اتحادیه بازیکنان خواستار انجام این کار در اسپانیا هم شده است. به این ترتیب مادام که اسپانسرها هستند، هر چقدر هم که باشگاهی بد اداره شود و زیانده باشد، کار ادامه پیدا میکند.
علاوه بر آن در اسپانیا برخلاف سایر لیگهای بزرگ اروپا، حقوق تلویزیونی همچنان به صورت غیرمتمرکز توسط خود باشگاهها فروخته میشود. به لطف این سیستم دو باشگاه رئال مادرید و بارسلونا میتوانند درآمدهای نجومیای در حد سالانه 140 میلیون یورو برای خودشان دستوپا کنند. اما بقیه باشگاهها با فاصله از آنها قرار دارند. به عنوان نمونه دو باشگاه سوم و چهارم اسپانیا، اتلتیکو مادرید و والنسیا از این محل سالانه 42 میلیون یورو کسب میکنند. این رقم برای ویارئال و افث سویا حتی 25 میلیون یورو است. برای نیمه پایین جدول چیزی بین 12 تا 14 میلیون یورو باقی میماند. ایجاد جامعهای طبقاتی و یکنواختی لالیگا در سالهای نتیجه مستقیم همین سیاست فروش غیرمتمرکز حقوق تلویزیونی بوده است.با این وضع درآمدها، مادامی که بازرسی دقیقی بالای سر باشگاههای اسپانیایی نباشد که اهل ریختوپاشاند، آنها هم بیحسابوکتاب پول خرج میکنند. آلفردو رلانیو، سردبیر روزنامه ورزشی «آس» چند وقت پیش کنایهآمیز از یک «سنت» در فوتبال اسپانیا نوشته بود: «فوتبال ما سخت به این قاعده پایبند است که هر سال 10 درصد بیشتر از آن که درمیآورد، خرج کند.» یک بخش از این سنت هم به خود بازیکنان مربوط میشود که با ارقامی نجومی به باشگاههای اسپانیا میپیوندند و باشگاهها در «قویترین لیگ فوتبال دنیا» مجبورند برای تامین مالی این نقلوانتقالهای آنچنانی وام بگیرند و زیر بار قرض بروند.
اما این اعتصاب و تعطیلی لیگ اسپانیا اخطاری بود برای فوتبال حرفهای این کشور که چارهای به جز مدیریت درست و با حسابوکتاب نمانده و دیگر نمیتوان به راه گذشته ادامه داد. و گرنه روزی میرسد که این آشفتگی اقتصادی در قدرت ورزشی تیمهای اسپانیایی نیز بازتاب مییابد. چنانچه در همین فصل هم حتی رئال مادرید و بارسلونا در بازار نقلوانتقالات امساک کردند و دیگر خبری از آن خریدهای نجومی نبود. قدم اول فعلاً مصالحه با بازیکنان است.